
توی بالا شهر مشهد پسر داشته با عشقش راه میرفتهبعد یه لامبرگینی میاد کنارشون دوتا بوق میزنه دختر میگه ببخشید عشقم من زیاد نمی تونم راه برم بعد که میره کنار ماشین میگه بریم؟ رانندش میگه(رانندش اصلا دوست پسر دختره رو نمیشناسه) ببخشید خانوم برید کنار من راننده شخصی اون اقام فقط خواشتم بگم اره همینه تا یکی بهتر از ما ببینن میرن اره همینه دنیاااااااااااااااا...
ادامه مطلب
↢ "نـتـرس از ↢ هجوم حضورم . . . ↢ چیزے جز تنهایے ↢ با من نیست "...
ادامه مطلب